![]() |
![]() |
|
| دعا بر حال من تنها کنید.کز خدای آسمان تنهاترم |
|
تو کدامين شب از اين حال دلم با خبري ؟
تو چه داني که چه سان ميگذرد ؟ لحظه ها ، ثانيه ها ، بي تو سرکردن ها کاش ميدانستم که اگر باز بگويم با تو از تو چه پاسخ دارم من از اين فاصله ها بيزارم
کاش میدانستم چه بگويم با تو ؟چه بگویم از تو؟به که گویم جز تو؟ تو که هر قصه من میدانی! تو که از احوال پریشان من باخبری نشنیدی که گفت ؟ که چه کردشمع با پروانه نه............... از ان هم بد تر مست خوابند همه همه لب تر کرده ز پيمانه شب اين همه مست کجا هوش شنيدن دارد من در اين خلوت تاريک در اين بند اطاق اين همه ديوار کجا گوش شنيدن دارد باکه گویم از تو؟کاش میدانستی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 19:58 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در کوچه پس کوچه های تنهایی من حتی سنگریزه ای پیدا نمیشود تا پنجره ی
غصه هایم را با آن بشکنم |
|
RSS
|