![]() |
![]() |
|
| دعا بر حال من تنها کنید.کز خدای آسمان تنهاترم |
|
وقتي غزل سَر مي رسه ، حس مي كنم كنارمي ! حس مي كنم مثل قديم ، عاشقُ بي قرارمي !
وقتي غزل سَر مي رسه ، حس مي كنم تو با مني ! حس مي كنم كه اومدي تنهايم رو بشكني !
اما تو ديگه نمياي ، قصه ي ما تموم شده ! تمام خاطرات تو ، براي من جنون شده !
خوب مي دونم ، خوب مي دونم تو توي خوابم نمياي ! براي خوندن يه شعر، از اين خرابم نمياي !
وقتي كه رفتي دل من ، اينجوري عاشقت نبود! شعراي كال اين دلم ، اون روزا لايقت نبود!
حالا كه من براي تو سبدسبد گُل مي سازم! براي برگشتن تو ، با ناله هام پُل مي سازم!
اون دل با وفاي تو، از دل من خسته شده! خوب مي دونم مدتيه كتاب ما بسته شده!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 9:27 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در کوچه پس کوچه های تنهایی من حتی سنگریزه ای پیدا نمیشود تا پنجره ی
غصه هایم را با آن بشکنم |
|
RSS
|