![]() |
![]() |
|
| دعا بر حال من تنها کنید.کز خدای آسمان تنهاترم |
|
دست زمين و آسمون ، انگار تو دستاي همن با همديگه يكي شدن ، تا دل من رو بشكنن
زخم زبون روزگار باز دلمو به خون كشيد جُغد سياه غُصه ها ، به روي بوم من پريد
دست پليد بي كسي ، گردن شاديمو فشرد اميد نيمه جون من ، با رفتنت يكدفه مُرد
ابر به اميد ديدنت ، اومد به روي آسمون وقتي كه ديد رفتي اونم ، از اونجا رفت گريه كنون
يه روز صداي گريه هات ، شادي رو تو دلا نشوند با رفتنت شاديا رفت ، ولي صداي گريه موند
رفتن تو يكدفعه بود ، نبودنت هميشگي همه ميگن رفتي ديگه ، كاش تو از اومدن بگي
كاشكي مي شد كه كاش ديگه ، اول صحبتام نبود كاشكي مي شد آبي كه رفت ، دوباره برگرده به رود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 10:41 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در کوچه پس کوچه های تنهایی من حتی سنگریزه ای پیدا نمیشود تا پنجره ی
غصه هایم را با آن بشکنم |
|
RSS
|