![]() |
![]() |
|
| دعا بر حال من تنها کنید.کز خدای آسمان تنهاترم |
|
ترانه اي رو كه برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خريدم زخم دلم رو دوختمش
همسفر شعر و جنون عاشق ترين عالمم تو عشقتو از من بگير من واسه تو خيلي كمم
بين من و تو فاصله س يك دَر سرد آهني من كه كليدي ندارم تو واسه چي در مي زني؟؟
اين دَر سرد لعنتي شايد نخواد كه وا بشه قلبتو بردار و برو قطار داره سوت مي كشه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:9 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
خورشیدِ پشتِ پنجرهی پلکهای من
وقتی تو دلخوشی، همهی شهر دل خوشند
تو انعکاسِ من شدهای ... کوهها هنوز
آهستهتر! که عشق تو جُرم است، هیچکس
شاید که ای غریبه تو همزاد با منی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 12:50 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
خداحافظ... آخرین کلامی که از تو شنیدم و باز قصهی تلخ جاده و آن راه بلند... که تو را از خلوت من می ربود آسمان می گریست شیشه ها می گریستند و من مبهوت رفتنت در پس شیشه های مه آلود بغض دردناکم را بلعیدم دیوانه وار خندیدم و تو را بدرقه کردم...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 12:13 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در کوچه پس کوچه های تنهایی من حتی سنگریزه ای پیدا نمیشود تا پنجره ی
غصه هایم را با آن بشکنم |
|
RSS
|