![]() |
![]() |
|
| دعا بر حال من تنها کنید.کز خدای آسمان تنهاترم |
|
دست زمين و آسمون ، انگار تو دستاي همن با همديگه يكي شدن ، تا دل من رو بشكنن
زخم زبون روزگار باز دلمو به خون كشيد جُغد سياه غُصه ها ، به روي بوم من پريد
دست پليد بي كسي ، گردن شاديمو فشرد اميد نيمه جون من ، با رفتنت يكدفه مُرد
ابر به اميد ديدنت ، اومد به روي آسمون وقتي كه ديد رفتي اونم ، از اونجا رفت گريه كنون
يه روز صداي گريه هات ، شادي رو تو دلا نشوند با رفتنت شاديا رفت ، ولي صداي گريه موند
رفتن تو يكدفعه بود ، نبودنت هميشگي همه ميگن رفتي ديگه ، كاش تو از اومدن بگي
كاشكي مي شد كه كاش ديگه ، اول صحبتام نبود كاشكي مي شد آبي كه رفت ، دوباره برگرده به رود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 10:41 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
ديرگاهيست كه تنها شده ام
وسعت درد فقط سهم من است
باز هم قسمت غم ها شده ام
من كه بي تاب شقايق بودم
همدم گرمي شن ها شده ام
كاش چشمان مرا خاك كني
تا نبينم كه چه تنها شده ام
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:46 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
دور از نگاه دوست دلم شد سراي غم من ماندم و سكوت و شب و ماجراي غم
خم گشت سرو قامتم ؛از هجر روي يار تا كي كشم به دوش شكسته لواي غم
مُرغ نشاط از قفس دل پريد و رفت دردي به جاي مانده به دل با دواي غم
در موج خيز حادثه ام ناخدا نبود عمرم به انتظار گذشت اي خداي غم
غير از گناه عشق چه كردم؛ كه گشته ام اينگونه در جواني خود مبتلاي غم
جز غم نبود يار تو در زندگي ؛ تنها نازم به پايمردي و لطف و صفاي غم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 10:22 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در کوچه پس کوچه های تنهایی من حتی سنگریزه ای پیدا نمیشود تا پنجره ی
غصه هایم را با آن بشکنم |
|
RSS
|