![]() |
![]() |
|
| دعا بر حال من تنها کنید.کز خدای آسمان تنهاترم |
|
سکوتت را به اشک دیدم نگاهت باز شیرین بود صدایت را به شب بو ها دلم لرزان و غم گین بود زبانم گفت آغازیست که دل با اشک شب رازیست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 12:21 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
نمی دونم که قلم دیگه با من را نمی یاد یا دلم تنها شده چشمام همش بارون می یاد دل تنها مثل شبنم هی می باره هی می خونه که شاید بیاد دو باره یه ستاره تا همه فصل های سرد بشن بهاره یه فرشته که همیشه توی آسمون می مونه ولی امشب بی قراره داره از بارون میخونه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 12:19 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
من اون تنهای تبدارم که از عشق تو بیمارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 11:52 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بدآهنگ است
نمیدانم که آیا آسمان هر جا همین رنگ است
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 11:47 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 11:35 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
بعد از تو، من می مانم و غمهای بی پایان بعد از تو، آهنگ غزلهایم غم انگیزند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 11:26 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد جز تو کس در نظر خلق مرا خوار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد هیچ سنگین دل بیدادگر اینکار نکرد
این ستمها دگری با من بیمار نکرد هیچ کس این همه آزار من زار نکرد
گرچه آزردن من هست غرض مُردن من مُردم، آزار مکش از پی آزردن من
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 11:22 توسط غم(پسری از آلامتو) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در کوچه پس کوچه های تنهایی من حتی سنگریزه ای پیدا نمیشود تا پنجره ی
غصه هایم را با آن بشکنم |
|
RSS
|